معرفی سایت

لطفا با نظرهای گرمتون ما رو در ادامه کار یاری کنید ...
به پاس حرمت قلم و اندیشه ، در صورت کپی مطالب این وبلاگ منبع آن را نیز ذکر کنید. استفاده از این مطالب تنها با ذکر نام وبلاگ دنیای اطلاعات مجاز است.
ضمنا این وبلاگ به چند نویسنده ی فعال احتیاج داره . دوستانی که مایل به همکاری هستن توی قسمت نظرات اعلام کنند . با تشکر ...
دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند ما رو با اسم (¯`''·.¸دنیای اطلاعات¸.·''´¯) لینک کنند و در قسمت نظرات اعلام کنند تا در ظرف 24 ساعت لینک شوند . ( ضمنا با وبلاگ های غیر اخلاقی تبادل لینک نمیشود . )
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ساعتی که در آن هیچ نشانه ای از ساعت نیست !
ارسال در تاريخ سه شنبه 11 اسفند1388 توسط مهدی
این ساعت را شاید بتوان بی قیافه ترین ساعت دنیا دانست و یا حداقل آن را ساعتی دانست که اصلا در نگاه اول نمی توان ساعت به حساب آورد اما مطمئنا بدقیافه ترین ساعت دنیا نیست.

عکسهای الناز شاکردوست در جشنواره فیلم فجر
ارسال در تاريخ شنبه 24 بهمن1388 توسط مهدی
ناسا : تصوير حيرتآور از دبي
ارسال در تاريخ شنبه 24 بهمن1388 توسط مهدی
سازمان ناسا اين تصوير حيرتآور از جزاير مصنوعي دبي را منتشر كرده است.
در سمت چپ منظره هوايي پالم آيلند يا جزيره نخل كه به شكل درخت نخل غولآسا بوده و در سمت راست مجمعالجزاير جهان كه براساس نقشه جغرافيايي قارههاي كره زمين ساخته شده است.
اين جزاير مصنوعي موجب ميشوند تا امارات به يك مركز اصلي توريسم جهاني مبدل شود.

نامه پيرزن به خدا
ارسال در تاريخ شنبه 24 بهمن1388 توسط مهدی
يک روز کارمند پستي که به نامههايي که آدرس نامعلوم دارند رسيدگي ميکرد متوجه نامه اي شد که روي پاکت آن با خطي لرزان نوشته شده بود نامهاي به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه اين طور نوشته شده بود:
خداي عزيزم بيوه زني هشتادوسه ساله هستم که زندگي ام با حقوق نا چيز باز نشستگي ميگذرد. ديروز يک نفر کيف مرا که صد دلار در آن بود دزديد.
اين تمام پولي بود که تا پايان ماه بايد خرج ميکردم. يکشنبه هفته ديگر عيد است و من دو نفر از دوستانم را براي شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چيزي نميتوانم بخرم. هيچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگيرم . تو اي خداي مهربان تنها اميد من هستي به من کمک کن ...
کارمند اداره پست خيلي تحت تاثير قرار گرفت و نامه را به ساير همکارانش نشان داد. نتيجه اين شد که همه آنها جيب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاري روي ميز گذاشتند. در پايان نودوشش دلار جمع شد و براي پيرزن فرستادند ...
همه کارمندان اداره پست از اينکه توانسته بودند کار خوبي انجام دهند خوشحال بودند. عيد به پايان رسيد و چند روزي از اين ماجرا گذشت، تا اين که نامه ديگري از آن پيرزن به اداره پست رسيد که روي آن نوشته شده بود: نامهاي به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنين بود :
خداي عزيزم، چگونه ميتوانم از کاري که برايم انجام دادي تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامي عالي براي دوستانم مهيا کرده و روز خوبي را با هم بگذرانيم. من به آنها گفتم که چه هديه خوبي برايم فرستادي ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتهاند!!...
اتومبیل و موتورهای های عجیب و غریب
ارسال در تاريخ شنبه 24 بهمن1388 توسط مهدی

